index

آیا خانواده در غرب از عهده این مقررات برمی­ آید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا خانواده در غرب از عهده این مقررات برمی­ آید؟

اخیراً گزارشی از رسانه های غربی منتشر شده که در سال ۲۰۱۸ مقررات جدیدی در اتحادیه اروپا اجرا خواهد شد که طبق آنها نوجوانان کمتر از ۱۶ سال فقط با موافقت والدین خود می توانند از شبکه های اجتماعی فیسبوک و توییتر استفاده کنند. در این گزارش آمده ۲۰ درصد کودکان کمتر از ۱۱ ساله در بریتانیا دارای حساب کاربری در فیسبوک هستند که مغایر مقررات استفاده از این شبکه اجتماعی است که طبق آن کاربر باید بالاتر از ۱۳ سال باشد. حدود ۸۰ درصد نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ ساله در بریتانیا کاربر فیسبوک هستند. شرکت های بزرگ باید روش دریافت موافقت یا مخالفت والدین با ثبت نام فرزندان خود در شبکه های اجتماعی را پیدا کنند. بریتانیا و تعدادی از کشورها قصد دارند حداقل سن استفاده از شبکه های اجتماعی را به ۱۳ سال کاهش دهند اما فرانسه و برخی ازکشورهای دیگر می خواهند حداقل سن ۱۶ سال را حفظ کنند. در حال حاضر فیسبوک و اسنپ چت هنگام ثبت نام از کاربر تقاضا می کنند سال تولد خود را بنویسد و اگر وی کمتر از ۱۳ ساله باشد از ثبت نام وی خودداری می کنند.

ولی نظر برخی از مسئولان ما درباره استفاده از شبکه­های اجتماعی قابل تامل است. کشورهایی که خود مبدع شبکه­های اجتماعی هستند در استفاده از آنها نهایت احتیاط را می­کنند؛ چرا که آنها فقط شبکه اجتماعی نیستند بلکه تشکیل دهنده سبک زندگی هستند که باید بار آن را آموزش وپرورش و نظام آموزشی برعهده بگیرد. آنچه قابل تامل است «موافقت والدین» با نوجوانان زیر ۱۶ سال است. این اتفاق در صورتی خواهد افتاد که نقش خانواده به­ویژه مادر در خانواده غرب سازنده و موثر باشد. اما متاسفانه به گواهی گزارش­ها و آمار، نقش خانواده بسیار شکننده و غیر موثر است.

در عصر حاضر، خانواده از دید مبانی اجتماعی منحرف غربی سه گونه است:

الف) حالت زوج – زوج: متشکل از دو مرد همجنس گراست. در این حالت انحرافات جنسی بیشتر در ابعاد روان شناختی بروز پیدا می کند و افراد مشمول آن، مردان مبتلا به اختلال عشوه گری و شخصیت نمایشی(Histrionic Personality Disorder) هستند که گسست هویتشان موجب ایجاد چنین انحرافی در آنان شده است.

ب) حالت زوجه – زوجه: متشکل از دو زن همجنس گراست. طی آن خانواده از همبستری و هم پیمانی دو فرد مؤنث که شرع اسلام آن را با عنوان حرام “مساحقه” یاد می کند، تعبیر می شود.

ج) حالت زوجه-زوج: تنها حالت شرعی، اخلاقی و حتی انسانی در بین حالات نامبرده است که مبتنی بر ارزش های بشری و سلامت اخلاقی شکل گرفته است.

غرب هم اکنون تفسیری جدید برای خانواده قائل است. غرب در تعریف نوین خود هدف از ارتباط زوجیت را “آرامش” می داند و از این رو سعی می کند با بسط دادن این عبارت در کنار هدف جنسی و “شناخت بیشتر”، قالب اخلاقی خانواده را به حاشیه براند.

این تعریف صرفاً جنسی- خلقی غرب از خانواده باعث شده است تا نظام ارزشی حاکم بر نهاد خانواده دگرگون شود و پیرو آن سبک زندگی در این جوامع نیز متفاوت شود که می توان مهم­ترین تبعات آن را به شرح زیر دانست:

– بالا رفتن سن ازدواج

با توجه به تغییر سبک زندگی و تعریف آن در غرب و قرار گرفتن افراد در معرض حجم بالای بی بند و باری و ارتباط جنسی بی هدف و یا مبتنی بر خواسته های شهوانی، به طور کلی میل به ازدواج و تشکیل خانواده در جوامع غربی کاهش پیدا کرده است. و از آنجا که در حال حاضر غرب گرفتار فشار های اقتصادی و بی هویتی روانی- اخلاقی است، سن ازدواج و تشکیل خانواده در آن بالارفته است.

ترویج خیانت

طبیعی است افرادی که پیش از ازدواج بی بند و باری جنسی دارند، بعد از ازدواج به همسرشان خیانت کنند. بخش بزرگی از نسل جوان غربی به جای داشتن رابطه پایدار، ماجراهای عاشقانه موقتی مختلفی را تجربه می کنند و این مسئله سبب می شود تا نتوانند خود را در یک رابطه ی پایدار و تعهد آور حفظ کنند. این دسته از روابط در زمانی شکل می‌گیرند، گسترش می‌یابند و حفظ می‌شوند که فرد چهارچوب تعهد آور رابطه زوجیت برخاسته از نظام اخلاقی را حفظ کند.

در واقع بی بند و باری جنسی موجود در جامعه غرب باعث شده است افراد نتواند در دراز مدت خود را در یک رابطه طولانی مدت و تعهد آور ببینند. درنتیجه دچار حس روزمرگی می شوند و برای فرار از آن روی به رابطه خارج از خانواده می آورند و این مسئله خود موجب تزلزل بیشتر جایگاه خانواده می شود. در مجموع بحران فروپاشی خانواده در غرب، ریشه در مجموعه ای از عوامل تاریخی همچون جنگ ها، تحولات اجتماعی(ظهور موج سوم فمینیسم، هیپی ها و …)، بحران های اقتصادی و بالاخص موقعیت روانی یک جامعه دارد. در جامعه امیدوار و بدون هراس، اعضاء با شجاعت به سراغ ایجاد رابطه تعهد آور(ازدواج) می روند، در صورتی که در جوامع مضطرب از آینده، افراد به دلیل هراس از ناکامی سعی می کند با مسائل زودگذر خود را آرام کنند، مسائلی که از شوم ترین آثار آن پدید آمدن نسلی نامشروع در این جوامع است. از سوی دیگر قدمت و عدم اراده دولت ها باعث شده است که غرب نتواند به طور ریشه ای با این بحران برخورد کند. از این رو، ناچار در طول زمان این اعمال را به رسمیت می شناسد، برای نمونه می توان به رسمیت یافتن و قانونی شدن روز افزون ازدواج همجنسگرایان، ازدواج و فرزندخواندگی آن ها در جوامع مختلف غربی اشاره کرد. با به رسمیت شناختن سایر روابط ناصواب توسط دولتها که منجر به نوعی به موازی سازی با نهاد خانواده شده است، فروپاشی نهاد خانواده در غرب شدت بیشتری خواهد یافت.

 

///////جای تست منبع


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *